مرد بی‌خاصیت


+ در ستایش "سه ب"

برگمن:

”برگمن فیلم‌هایی می‌ساخت که ما فقط خواب آنها را می‌توانستیم ببینیم.“ آن‌وقت این حرف را چه کسی فرموده است؟ فرانسوا تروفو فیلمساز پیشرو و شهیر موج نوی سینمای فرانسه همان‌که استیون اسپیلبرگ (یکی از نمادهای سینمای هالیوودی آمریکا) در وصف او گفته است: ”بزرگترین آرزوی من این بود که بتوانم برای تروفو ‏سرصحنه فیلم‌هایش قهوه درست کنم.“ و از آن مهمتر اینکه یکی از نمادهای غیرهالیوودی سینمای آمریکا (وودی آلن) در وصف برگمن چنین گفته است: ”نهایت آرزوی من ساخت فیلمی در قوارة یکی از کارهای برگمن است.“

برسون:

وقتی فیلمسازی در سطح برناردو برتولوچی اعلام کرد: ”سینما به دو دورة قبل و بعد از گدار تقسیم می‌شود، درست مثل قبل و بعد از میلاد مسیح.” تکلیف همگان را با ژان لوک گدار مشخص کرد. حال اگر همین گدار فرانسوی در وصف فیلمسازی فرموده باشد: ”برسون یعنی سینمای فرانسه همانطور که موزارت یعنی موسیقی آلمان و داستایوفسکی یعنی ادبیات روسیه.” تکلیف همگان با برسون هم مشخص می‌شود. و چنانچه تردیدی در این باشد، شاید فرموده آندره تارکوفسکی مهر تاییدی باشد بر حدیث گدار: ” در سینما، برسون صاحب همان جایگاهی است که باخ در موسیقی، داوینچی در نقاشی و تولستوی در ادبیات دارند.”

بونوئل:

خیلی‌ها را لقب "شاعر سینما" داده‌اند؛ از تارکوفسکی و برگمن گرفته تا آنتونیونی و برسون و این مساله خیلی عجیب هم نیست چرا که خود لوئیس بونوئل فرموده است: ”در بین تمامی هنرها، شعر بیشترین قرابت را با سینما دارد.” اما مهم آن است که بونوئل چنین لقبی را از شاعری بزرگ به نام پل الوار دریافت کرده است: ”بیان کردن نادیده‌ها وظیفه شعر است و از این منظر، بونوئل شاعر سینما است.”

 

 

پ.ن: بهانه نوشتن این مطلب تماشای دوباره فیلم "و ناگهان بالتازار" اثر برسون بود.

نویسنده : علی جولا ; ساعت ۱:۱٤ ‎ب.ظ ; شنبه ۱۳٩۱/٦/٢٥
comment نظرات () لینک