مرد بی‌خاصیت


+ لعنت‌نامه برای نفرین‌آبادی به نام بهشت

بهشت کجاست؟ شاید پاسخ چیزی شبیه به یکی از اینها باشد و شاید ترکیبی از همه آنها باهم یا شاید هیچ‌کدام از اینها:

-         «در آن نه تگرگی می‌بارد، نه بارانی و نه برفی، و نه نسیمی می‌وزد در آن حتی» - آلفرد تنیسون – شاعر انگلیسی - نوزده قرن پس از میلاد مسیح

-         «جایی در جزایر بحرالعرب، که در آن نشانی از حیوانات وحشی نیست، نه خزانی، نه زمستانی و نه حتی بهاری، هماره تابستانی است گرم و ملایم. در آن‌جا میوه‌ها از بالای درخت‌ها در دهان آدم‌ها می‌افتند» - ائوهمروس – متفکر و نویسنده یونانی – چهار قرن پیش از میلاد مسیح

-         «در باز پسین روزها ابنای بشر از شمشیرشان گاو آهن و از نیزه‌شان چنگک درست می‌کنند، دیگر ملت‌ها به روی هم شمشیر نمی‌کشند و نیز دیگر جنگ نخواهند آموخت... گرگ و بره کنار هم می‌زیند و پلنگ در کنار بزغاله می‌آرامد... بیابان‌ها به وجد آمده و بوته‌های گل رز می‌دهند... غم و اندوه از میان می‌رود» -  عهد عتیق – اشعیای نبی

-         «جهانی که در آن نه یهودی‌ای خواهد بود و نه یونانی‌ای، نه مرد و نه زنی، نه برده و نه آزادمردی» - عهد جدید – پولس قدیس

به هر حال بر سرزمینی که در آن نه نسیمی می‌وزد و نه بارانی؛ نه خزانی دارد و نه زمستانی؛ نه مردی و نه زنی و از همه مهمتر نه غمی و نه اندوهی؛ لعنت جاویدان باد!

 

پ.ن: جی‌میل ندارم اما از گوگل زیاد استفاده می‌کنم، گوگل نبود، لعنت‌نامه نوشتم. ببخشید.

نویسنده : علی جولا ; ساعت ۱٠:٠٠ ‎ق.ظ ; پنجشنبه ۱۳٩۱/٧/٦
تگ ها: شخصی
comment نظرات () لینک