مرد بی‌خاصیت


+ در ستایش عقل سلیم

جهان بیمارِ ما از بی ثباتی و تنهایی، از رنج بیدادگر دیگری نیز در عذاب است: فقدان فضایی گسترده و باز برای گفتگو و کار مشترک. کجا می توان فضایی برای گردهمایی، جایی که مباحثه و مبادله هنوز امکان پذیر باشد یافت؟ آیا نمی توان از جستحو برای شعوری مشترک آغاز نمود؟ عقلی سلیم که در این زمانه، ارزشمند و نایاب است.


نگاهی به هزینه های نظامی بیندازیم. جهان هر روزه ٢/٢ میلیارد دلار برای مرگ سازی هزینه می کند. یا دقیق تر بگویم, جهان این ثروت نجومی را در شکارگاهی هزینه می کند که در آن شکار و شکارچی هر دو از یک جنسند, و پیروزدر این بازی کسی است که رقم هر چه بزرگتری از همجنسان خود را به هلاکت رساند. نُه روز هزینه ی نظامی جهان کافیست تا غذا, تحصیل و بهداشت همه ی کودکان محروم روی کره ی زمین را تامین کند.

پنج کشور از بزرگ ترین تولید کنندگان و فروشندگان سلاح ( ایالات متحده, روسیه, چین, انگلستان, فرانسه ) همان کشورهایی هم هستند که از حق وتو در شورای امنیت سازمان ملل متحد بهره می برند. آیا همین که تضمین کنندگان صلح جهانی همزمان خود بزرگترین تامین کنندگان سلاح کره ی زمین باشند, توهینی به عقل سلیم نیست ؟

مگر نه اینکه مبارزه برای دمکراسی در جهان می بایست با دمکراتیزاسیون نهادهای گویا بین المللی صورت پذیرد ؟ شعور مشترک چه می گوید ؟ اساسا زمینه ی طرح عقیده اش پیش بینی نشده است. عقل سلیم حتی محروم از حق رای است, علاوه بر اینکه حق بیان نیز از او دریغ می شود.

آیا عقل سلیم ما را مجبور می کند که این دردهای اجتناب پذیر را تحمل کنیم ؟ آن را بپذیریم, با دست روی دست گذاشتن, چنانکه گویا این سرنوشت محتوم ماست که آنرا سیر زمان و یا چنگال مرگ رقم میزند ؟

برای رقصاندن خرس ها در سیرک, رام کننده حیوانات آنها را با موسیقی تربیت می کند, او به کمک چوبدستی ای خاردار روی کفل شان می زند. اگر درست برقصند, رام کننده حیوانات سیرک کتک شان نمی زند و در عوض به آنها خوراکی می دهد. در غیر اینصورت, شکنجه تداوم خواهد داشت, و شب خرسها با شکم گرسنه به قفس شان برمی گردند. از سرِ ترس, ترس از کتک, ترس از گرسنگی, خرسها می رقصند. از نظرگاه رام کننده حیوانات, این عین عقل سلیم است. ولی از نظر حیوان خرد شده چطور؟

در سپتامبر ٢٠٠١ , در نیویورک, هنگامیکه که هواپیما با دومین برج برخورد کرد,و باعث شد که برج شکاف بردارد و فروریزد, در حالیکه مردم از پله ها شتابناک پائین میرفتند، بلندگوها ، کارکنان را به بازگشت به محل کارشان فرامی خواندند. چه کسانی به عقل سلیم عمل کردند؟ تنها کسانی که به این فرمان ها گردن ننهادند, توانستند جان بدر برند.

 

منبع: لوموند دیپلماتیک فارسی – بخش از مقاله در ستایش عقل سلیم نوشته ادگارو گالیانو نویسنده و روزنامه‌نگار اروگوئه‌ای– اوت 2004

 

پ.ن: لوموند یک مجله بیش از حد چپ‌گراست (حتی امروزه هم مطیع چشم و گوش بسته روسیه و چین است) و پیدا کردن مقالات بی‌طرف در آن اگر نه غیر ممکن که بسیار مشکل است این مقاله شاید یکی از آنها باشد.

نویسنده : علی جولا ; ساعت ۳:٥٧ ‎ب.ظ ; شنبه ۱۳٩٠/۱٢/٢٠
تگ ها: سیاست
comment نظرات () لینک