مرد بی‌خاصیت


+ بگذار بوی آن تعفن از خاطرت برود

سال ها بعد، (مسکوب) به نویسنده ای از نسل بعد از خود که تازه از زندان به در آمده بود، در سن میشل گفت: "بنویس، هیچ چیز را نگفته نگذار، بنویس از دستش خلاص شوی، تا ننویسی در وجودت می ماند و پیرت می کند. اما راست بنویس. تعارف با هیچ کس حتی خودت نکن. چه کار مشکلی است این که می گویم". اما طرفه آن که چند گامی جلوتر ایستاد، لبخندش محو شد، جدی شد، تلخ شد و گفت "اما ننویس، بگذار بوی آن تعفن از خاطرت برود، نگذار با آن بو ترا بشناسند. دور شو."

مخاطب این کلام در همان زمان برای خود نوشت: "دردی که در کلام آقای مسکوب بود به شکنجه و درد حبس مربوط نبود. انگار از دردی بزرگ تر می گفت، انگار داشت می گفت از خودت دور نشو."

مسعود بهنود – بخشی از مقاله "به یاد شاهرخ مسکوب" – سایت بی بی سی فارسی

نویسنده : علی جولا ; ساعت ٤:۱۳ ‎ب.ظ ; چهارشنبه ۱۳٩۱/۱/۳٠
comment نظرات () لینک