مرد بی‌خاصیت


+ چنین گفت بونوئل

در همان سالها یک فیلم‌ساز روسی که اسمش را فراموش کرده‌ام برای دیداری رسمی به فرانسه آمد و یک بار از من خواست که برایش یک "عشرت مختصر پاریسی" رو به راه کنم. او سراغ بد کسی آمده بود. موضوع را با لویی آراگون در میان گذاشتم و او به من گفت: "ببینم رفیق، نکند تو افتاده ای به...؟" در اینجا آراگون با ظریف‌ترین طبع دنیا کلمه ای را به زبان آورد که شما حدس می‌زنید اما من از تکرار آن می پرهیزم. از چند سال پیش میان نویسندگان و هنرمندان ما عادت بدی رایج شده است که در نوشته‌ها و مصاحبه‌هایشان بی‌دریغ و بی‌هیچ دلیلی کلمات زشت و رکیک به کار می‌برند. من این به اصطلاح آزادی‌گرایی را چیزی جز مضحکه کردن آزادی نمی‌دانم و به همین خاطر از هرزه‌گویی و پرده دری‌های وقیحانه دوری می‌کنم. به هرحال آن روز به آراگون جواب دادم: "نه، به هیچ‌وجه". سپس او توصیه کرد که زیر بار این جور سفارش‌ها نروم و دوست روس ما هم ناکام به اتحاد  شوروی برگشت.

 

لوئیس بونوئل - با آخرین نفس‌هایم - ترجمه علی امینی نجفی

نویسنده : علی جولا ; ساعت ٥:۱۱ ‎ب.ظ ; یکشنبه ۱۳٩۱/٢/۱٧
comment نظرات () لینک