مرد بی‌خاصیت


+ بزرگان گویند

1- حوالی سال 1920 که هنوز در کوی دانشگاه اقامت داشتم خبر خودکشی عجیبی در سراسر مادرید پیچید که تا مدتها مرا تحت تأثیر قرار داد. در یکی از محلات شهر به نام "آمانیل"، جوان دانشجویی به همراه نامزدش در باغ رستورانی خودکشی کرده بودند. همه می‌دانستند که آن دو جوان عشق پرشوری به هم داشتند. خانواده‌های آنها با هم آشنا بودند و رابطه خوبی با هم داشتند. کالبد شکافی نشان داد که دختر باکره بوده است. همه چیز حکایت از این داشت که بر سر راه این زوج عاشق هیچ مشکلی وجود نداشته است. هیچ مانعی در برابر وصال "دلدادگان مانیل" نبود و آنها قرار بود به زودی ازدواج کنند. پس چرا خودکشی کرده بودند؟ من جواب کاملی برای این معما ندارم، اما حدس می‌زنم که عشقی پرشور و بی‌کران وجود دارد، که شعله آن چنان بلند زبانه می‌کشد، که دیگر در قالب زندگی نمی‌گنجد. شاید احساسی قوی‌تر و عظیم‌تر از زندگی است و تنها مرگ می‌تواند آن را پذیرا شود.

2- قدرت زندگی خیلی خیلی بیشتر از مرگ است. این گفته از من نیست. گابریل گارسیا مارکز آن را گفته است.

3- اولی را بونوئل فرموده و دومی را گی‌یرمو آریاگا. و مشکل این است که من هرسه را دوست دارم. و معتقدم وجود این تناقضات پایه و اساس حکمت است. این آخری را البته من گفته‌ام.

نویسنده : علی جولا ; ساعت ٦:٢۳ ‎ب.ظ ; شنبه ۱۳٩۱/۳/٦
comment نظرات () لینک