لذات بزرگ

این‌ها لذات کوچکی نیستند. فعلن که خیلی ذوق زده‌ام، اینکه موجودی ساخته دست بشر بر روی مریخ پا نهاده (اولین بار نیست اما فعلن بهترین بار است) و دارد آنجا «کنجکاوی» می‌کند و قرار است بر روی کوهی در همان حوالی صعود کند، آدمی را مسرور می‌سازد و این‌ها لذات کوچکی نیستند. ما شاهد چکیده تمام توانمندی‌های بشری هستیم. نوع بشر که زمانی تصور می‌کرد زمین مسطح است و دور تا دورش را کوه‌های قاف و عنقا فرا گرفته‌اند تا دریاها از لبه انتهایی زمین بیرون نریزند و آسمان همچون گنبدی مینا بر فراز آن قرار گرفته و خوب به همین دلیل دو مشرق و دو مغرب داریم اینک در آستانه فتح مریخ است، این‌ها لذات کوچکی نیستند. ما اینک می‌دانیم، زمین بر روی گرده لاک‌پشتی غول‌آسا یا شاخ گاوی بزرگ نایستاده است؛ زمین بر روی دستان مردمی استوار است که میلیون‌ها سال پیش از انواع شامپانزه‌ها تکامل یافتند و چه می‌شد اگر همچنان شامپانزه می‌ماندیم. این‌ها لذات بزرگی‌اند. مریخ می‌توانست پذیرای انواع گونه‌های جانوری باشد و کسی چه می‌داند شاید باشد و چنانچه نباشد، چه بسا در آینده انسان‌ها این‌کار را برای‌اش انجام بدهند. این‌ها لذات بزرگ‌اند.

 

 

پ.ن: متاسفانه حجم تصاویر خیلی زیاد بود و نتوانستم آنها را آپلود کنم. اما دیدن‌شان در سایت ناسا روح آدم را طراوت می‌بخشد.

/ 2 نظر / 10 بازدید
ون دن بودنمایر

حرف های شما من رو به یاد فیلم ادیسه کوبریک انداخت... وقتی انسان فراتر از تصور خود پیشرفت کرده و مرز ها رو چه در زمین وفضا زرپا گذاشته و به نظر میرسه که دیگه سوالی نمونده که با علم پاسخ نداده باشه وبه این لذت بزرگ دست پیدا کرده... .لی در همین اوج لذت و توانایی یک تکه سنگ مجهول وجود داره که چیزی از اون نمیدون وتنها مجهول باقی مانده برای اون هستش وهمان تکه سنگی است که برای نخستین شامپانزه ها نیز وجود داشته واز آن زمان تا کنون کسی نمیدونه اون چیه... اون تکه سنگ خود ما هستیم... مهم نیست تا چه حد در علم پیشرفت کردیم وتا چه حد به دانسته هامون اضافه شده،چرا که از ابتدای کار تا کنون یک مجهول داریم که هیچ وقت نتونستیم پاسخی براش بیاریم... لذت بزرگ زمانیست که بفهمیم اون تکه سنگ چی هستش وبرای فهمیدن اون هم نیازی نیست تا مریخ بریم تنها کافیه نگاهی به خودمون کنیم...

کامران

امام علی می فرماید معرفه النفس انفع المعارف ولی یادم نیست جایی گفته باشد که شناخت بیرون از هست خود شناختی مضر یا بی فایده است .می توان عارفی بزرگ بود در عین عالم بودن .ضمن اینکه خود علم هم ادعای پاسخ به کلیه سوالات هستی را ندارد و با گستردگی رو به افزایش کائنات هیچگاه مرز علم به محدودیت و قید و بند نخواهد رسید .لذت بزرگی است وقتی که در نقاط عطفی که پر از انرژی حیات هستند علم زبان منطقی و مستدل عرفانی می شود که معمولن خصوصی و تجربه های انفرادی و غیر قابل انتقال آدمی است .هربار که در سایه تلاش بی وقفه ی ناسا بخشی از گستره ی هستی تبدیل به حظ وافر بصری می شود از زیستن امروزینم با آدمهایی چنین کاوشگر و روشن گر به خودم می بالم .....