وقات فراغت و برنامه‌ی روزانه - 3

 

زندگی کانتِ مجرد و سخت‌کوش، در شهر زادگاه‌اش کونیگزبرگ واقع بر سواحل دریای بالتیک در شرق آلمان (که هرگز آن را ترک نکرد) از نظر یکنواحتی، ضرب‌المثل است. مشخصه‌ی بارز شخصیت بنیان‌گذار "نقد فلسفی" به طور قطع، یکنواختی معیارها و اندازه‌هایی است که برنامه‌ی کاری‌اش بر اساس آن‌ها تنظیم می‌شود به طوری که می‌گویند او برای اهالی شهر کونیگزبرگ  نقش ساعت را داشته است! خودش اعتراف می‌کند که در صورت حراج اموال‌اش به سبب احتیاج مالی، آخرین چیزی که به معرض فروش گذاشته می‌شود ساعت‌اش خواهد بود (یکی از نزدیکان کانت به نام "فون هیپل" در سال۱۷۶۰  با اقتباس از این موضوع، نمایشی کمدی با عنوان "مردی با ساعت مچی" به روی صحنه برد). در واقع، هر روز، چه در تابستان چه در زمستان، خدمتکارش "لامپ" - که یک نظامی قدیمی بود - ساعت چهار و پنجاه و پنج دقیقه‌ی صبح، وارد اتاق خواب فیلسوف می‌شد و فریاد می‌زد: "وقتشه!" کانت به او سفارش کرده بود که نگذارد ارباب، [خواب] شب را ادامه دهد و در این زمینه از هر گونه گذشت بپرهیزد. پنج دقیقه بعد، کانت پشت میز کارش نشسته است. سرِ ساعت دوازده و چهل و پنج دقیقه، از پشت میز تحریر بلند شده و خطاب به آشپز می‌گوید :" یک ربع به یک است!" این جمله به مفهوم دستورِ کشیدن غذا است. در مورد گردش روزانه هم آدابی ثابت حاکم است و چنان که نقل کرده‌اند تنها دو عامل توانستند در این روند وقفه ایجاد کنند: یکی مطالعه‌ی "امیل" اثر روسو  در سال ۱۷۹۲ و دیگری اعلام انقلاب فرانسه [در سال۱۷۸۹].

 

/ 4 نظر / 9 بازدید
شازده کوچولو

فیلسوفم نشدیم راجبمون پست بزارن تو وبلاگ[چشمک] زمستونتون شاد[گل] [خداحافظ]

alie

وبلاگ شما را همیشه مرور می کنم . ناراحتم قرارست این عادت برای یکی دو ماه تغییر کند .

منیره

سلام آقای جولا خیلی خوشحالم که با وبلاگتون آشنا شدم بسیار جالب است و خواندنی،مرتب و دسته بندی شده،دنبال همچین چیزی میگشتم[لبخند] شاد و سلامت باشید [گل]