کسی که چیزی برای از دست دادن ندارد

 

«سینما آشکار نمی‌سازد بلکه پنهان می‌دارد.»

کارل تئودور دِرِیر

 

 

 

موضوع این نیست که حق با کیست؛ "پرویز" درباره‌ی وقایعی است که رخ می‌دهند. پرسش‌هایی از این دست که چه کسی درست می‌گوید؟ – اگر اصلن کسی درست بگوید؛ یا این‌که شیوه درست کار چیست؟ – اگر اصلن چنین چیزی وجود داشته باشد؛ همگی اهمیت‌شان را در برابر حوادثی که روایت بر آن‌ها بنا شده است، از دست می‌دهند – اگر اصلن اهمیتی داشته باشند. اگر نخواهم درباره‌ی داستان فیلم چیزی را لو بدهم – که نمی‌خواهم؛ در آن‌صورت باید درباره‌ی چیزهایی نوشت که در فیلم وجود دارند و موجب جذابیت آن می‌شوند و خوشبختانه کم هم نیستند.

 

/ 4 نظر / 14 بازدید
سنگول

نتونستم فیلمشو ببینم . اما همین بازی سایه و نوری که در عکسها میبینم برای دیدن فیلم به وجد آوردم

احسان م

خوشبختانه هنر و تجربه اصفهانم اومد و من تونستم پرویزو به عنوان اولین فیلم ببینم،.یه جمله ای شما گفتید که ربط داشت به نکته ای که تو فیلم دیدم. شما گفتید خوبی پرویز اینه که کلیه عناصر فیلم به پیشبرد روایت کمک میکنه..من مشکلم با داستان به اون قسمت پرویز در خانه ی جدید و ارتباطش با پسر و مادر برمیگرده..نمیدونم تایید می کنید یا نه که این مادر و پسر به شدت عناصر نمادینی هستند و عدم رشدیافتگی روانی پرویز هم این زمینه رو فراهم می کنه که بشه تحلیل روانکاوی کرد مثلا علت رابطه ی پرویز با مادر رو.(که میشه رقابت پرویز با پدر چون پسر رو جای خودش و مادر رو جای مادر خودش گرفته) بحث من چگونگی تحلیلش نیست.بحث من اینه که یه تکه ی فیلم چرایی وجودش رو از لایه ی روایی دوم فیلم که نمادین هست میگیره و این میتونه ضعف باشه چون یک فیلم باید بتونه در هر سطح معنایی که داره مستقلا خودشو توجیه کنه. به طور خلاصه ما تو این فیلم نمیتونیم بگیم اون پسر و مادر، بنا بر ضرورت داستان چرا اصلا باید وجود داشته باشند مگه اینکه بگیم نماد فلان و بهمانن.یعنی در یک فیلم خوب نماد تزریق نمیشه به فیلم.در بتن خود روایته.

احسان م

پرویز هم خوب گفتید..انگار کل میزانسن این فیلم یعنی پرویز،هیکل درشت پرویز و سر و صداهای بدنش..به شوخی گفتم چه دوربین خوش شانسی..فقط کافی بود پرویز رو دنبال کنه به هیچ دقت دیگه ای برای انتقال محتوا نیاز نداشت اینها همه فرم فیلم بود. در مورد مضمون هم خب ما هم موضوع هویت رو داریم که با شفل تعریف میشه و اینجا پرویز هر دو رو یک جا از دست میده، نابالغی پرویز و روابطش با پدر رو داریم که جنبه ی روانشناسانه داره.. چیزی که من حس کردم این بود که توی این فیلم اصل همون طور که خودتون هم گفتید اتقاق هاست و یا در حالت خوشبینانه وزن بیشتر با اتفاق هاست نه مثلا واکاوی هویت و رشد روانی و این ها. این جنبه ها بیشتر فرعی و در خدمت روایت هستند که خب مرتبه ی فیلم رو از حالت ایده ال پایین میاره ولی در مجموع فیلم خوبی بود به نظرم. ببخشید سرتون رو درد اوردم...من چن ساعت پیش فیلم رو دیدم و دوست داشتم درباره فیلم با شما تبادل نظر کنم و این طوری محک بزنیم برداشت هامونو. اگر سرتان درد می کند برای سینما:)

احسان م

بسیار ممنون از پاسختون.. حرف های شما متینه و درست. من هم با وجود لایه های مختلف و روانکاوی مشکلی نداشتم. فقط احساس کردم رفتار فیلم دوگانه است و این دوگانگی رو توجیه نمیکنه یعنی در بخش هایی فیلم روی طبیعی و متعاقبا وحشتناک بودن داستانی که روایت می کنه تکیه می کنه (پرویز، خانواده اش، دو محیط کارش) و در بخش هایی بسیار فشرده و نمادین عمل می کنه( پسر، مادر، گربه).یک جور ناهماهنگی نه تلفیق . شاید البته اشتباه نگاه می کنم.