تجارب برسونی

 

برسون شاید یگانه فرد در تمام تاریخ سینما باشد که ترکیبی کامل میان کار هنری پایان گرفته با مفهومی نظری را که از پیش به دقت شکل گرفته بود، کشف کرد. من هیچ هنرمند دیگری را در این مسیر چون او پیگیر نمی‌شناسم. اصل اساسی او حذف تمامی آن چیزهایی است که خودش آن‌ها را صریح و بیش از حد بیان‌گر دانسته است. از این راه او توانسته از شّر مرزی که میان تصویر و زندگی راستین کشیده شده رها شود یعنی توانسته زندگی را تصویری و بیان‌گر کند...

زمانی که پل والری می‌گفت کمال آنجا بدست می‌آید که تمامی موارد اغراق شده را کنار بگذاریم، گویی پیشاپیش از برسون سخن می‌گفت. کمال چیزی بیش از نگاهی فروتن و ساده به زندگی نیست. در جنبه‌ی شاعرانه‌ی سینما هیچ کس بیش از برسون نتوانسته نظریه و کنش را متحد کند.

من همواره مجذوب برسون بوده‌ام. نیروی تمرکز او شگفت‌آور است و هیچ چیز تصادفی در گزینش دقیق و ریاضت‌کشانه‌ی او جای ندارد. او جدی، ژرف بین و نجیب است. یکی از آن استادان که هر فیلم تازه‌اش به حقیقتی در هستی معنوی خود تبدیل می‌شود. آشکارا او فقط در پایان مکاشفه‌ی درونی خود، آغاز به ساختن فیلمی تازه می‌کند.

آندره تارکوفسکی – کتاب امید بازیافته – گردآوری و تالیف از بابک احمدی

 

/ 0 نظر / 29 بازدید