یک اردنگی از طرف نامبر وان!

 

گفته است برگمان:

 

«من دوست ندارم آثاری خلق کنم که عموم مردم تماشای‌شان کرده و زیبایی‌شناسانه آن‌ها را سربکشند... من می‌خواهم لگدی به پشت‌شان بزنم تا از خوابِ غفلت بیدار شده و آرامشِ کاذب‌شان پریشان شود.»

برگرفته از مقاله‌ای به قلم میرنا اُلیور به مناسبت درگذشت برگمان – لس آنجلس تایمز – 31 جولای 2007

 

«یادم می‌آید چیزی را می‌نوشتم که از نوشتن‌اش بی‌اندازه خرسند بودم؛ اگرچه به خودی خود چیزِ برجسته‌ای نیست. نوشتم: "زندگی فقط همان‌قدر معنا و اهمیت دارد که انسان بدان نسبت می‌دهد." گفته‌ی مهمی نیست. اما از نظر من مثل امتیازِ استخراج معدن،  پر از غنای بالقوه است.»

کتاب برگمان به روایت برگمان – ترجمه‌ی مسعود اوحدی

 

«وقتی جوان بودم خیلی از مُردن می‌ترسیدم، اما الان فکر می‌کنم مرگ یک قاعده‌ی بسیار بسیار معقول است. مردن، مثل چراغی است که خاموش می‌شود. نباید در مورد آن زیادی سروصدا به پا کرد.»

برگرفته از مقاله‌ای به قلم مروین روتشتاین به مناسبت درگذشت برگمان – نیویورک تایمز – 31 جولای 2007

 

«کمتر فیلم‌های خودم را نگاه می‌کنم. من خیلی زود عصبی می‌شوم و همیشه آماده گریه کردنم... و غمگین!... و این خیلی وحشتناک است!»

در گفت‌وگو با شبکه‌ی چهار بی بی سی – 10 آوریل 2004

 

 

/ 3 نظر / 16 بازدید
علی

سلام یاددشت من بر فیلم پسربچگی که البته تحریریه اون رو با پسرانگی تعویض کرده http://www.etemaad.ir/Default.aspx?NPN_Id=82&PageNO=13

علی

خیلی جالبه چیزهایی که گناه فیلم سازی محسوب میشه اما تجربه ی جالبی برامون درست می کنه . راستی از فیلیپ گرل چه می دانید ؟ نتوانستم فیلم L'Enfant Secret را با حوصله نگاه کنم .

احسان م

از Tsai Ming Liang فیلم دیدین؟ از موج نوی تایوان. فکر می کنم با سلیقه شما جور دربیاد. اتفاقا من درباره ی فیلمای تسای همین فکر رو میکردم که باید در سینما دید چون بدون دیالوگ، فقط تصویر و صداهای طبیعی صحنه رو داریم و این توی سالن تاریک فقط جواب میده.