چشمانشان بسته باد آنان که نشر چشمه را بستند

کار "کتاب" و "کتاب فروشی"،
همچون بار شیشه‌ی مردی‌ست که از دروازه‌ی شهری می‌گذشت.
گزمه‌ای چوبی بر آن نواخت و پرسید: «بارت چیست؟»
مرد گفت: «یکی دیگر بزنی، هیچ!» 

حسن کیائیان – مدیر نشر چشمه – 16 اردیبهشت‌ماه 90

پ.ن.: به گمانم اصل مطلب از آن عبید زاکانی است

/ 0 نظر / 16 بازدید