سامورایی دوربین به دست

 

 

ریش قرمز: «هیچ چیز باوقارتر از آخرین لحظات زندگی یک انسان نیست؛ به دقت تماشا کن!»

 

در ژاپن صنعت و هنر فیلم‌سازی قدمتی تقریبن به اندازه تاریخ سینما دارد و فیلم‌سازان بزرگ آن دیار کم نیستند. از ناگیسا اوشیما (گرچه فقط در قلمرو هوس‌اش را دیده‌ام و چندان نپسندیدم) تا ماساکی کوبایاشی (که فقط فیلم کوایدن او را دیده ام و به گمان من یک شاهکار تمام عیار است) و همین‌طور شویی ایمامورا (که فیلم قابل تحسین مارماهی او را دیده‌ام) تا فیلم‌سازانی که چیزی از آنها ندیده‌ام و بسیار کنجکاوم که کشف‌شان کنم: هایائو میزاکی، هیروکازو کوردا، هیروشی شیگی‌هارا، تاکاشی کیتانو، ایسائو تاکاهاتا. اما همچنین ژاپن سرزمین سه تن از پیامبران مقدس سینماست. سه پیامبری که بی‌ترید به مقام الوهیت رسیده‌اند: یاساجیرو اوزو، کنجی میزوگوچی و بالاخره آکیرا کوروساوا.

قانونی نانوشته مدعی است که نمی‌توان دنیای یک فیلم‌ساز بزرگ را در یک جمله خلاصه کرد. اما این قاعده ممکن است استثنایی هم داشته باشد: آکیرا کوروساوا. دنیای این فیلم‌ساز که خود از تباری سامورایی است فقط یک جمله است: به تصویر کشیدن سلوک یک سامورایی. این سامورایی همچون بت عیار هر لحظه به شکلی ظاهر می‌شود و در واقع فیلم‌های کوروساوا تصویری‌ست دقیق از همان لحظات. این سامورایی گاهی شمشیرزنی است مصلح (یوجیمبو) گاهی کارمندی است سرگشته و تنها (زیستن) زمانی مدیر یک شرکت است (بهشت و جهنم) و گاهی به صورتی نمادین یک پزشک است (جدال آرام). اما به جرأت می‌توان ادعا کرد فلسفه، سیر و سلوک، دغدغه و دل‌مشغولی‌های یک و فقط یک سامورایی محور اصلی تمام فیلم‌های کوروساواست. به همین دلیل حضور پر آب و رنگ مفهوم مرگ در فیلم‌های او اصلن جای تعجب ندارد چراکه به ادعای جیم جارموش در فیلم گاست داگ: «طریقت سامورایی استوار بر مرگ است. آن‌گاه که باید بین مرگ و زندگی یکی را انتخاب کنی، بی‌درنگ مرگ را برگزین. دشوار نیست؛ مصمم باش و پیش رو. این‌که گفته شود مردن بدون رسیدن به هدف، مرگی بی‌ارزش است، راهی است سبکسرانه برای پیچیده کردن موضوع. آن هنگام که تحت فشار انتخاب بین مرگ و زندگی قرار گرفته‌ای، لزومی هم ندارد به هدف خود برسی.»

 

/ 2 نظر / 20 بازدید
کامران

زیبا بود و پر از چیزهایی که نمی دانستم .