علیه فلسفه و منطق

 

یکی از روش‌هایی که در کلاس منطق یاد می‌گرفتیم، اصل تعریض بود. مثلن من می‌توانستم یکی از هم‌شاگردی‌ها را مطابق این اصل به مباحثه دعوت کنم. اول اسم او را صدا می‌زدم، او از جا برمی‌خاست و من با طرح سؤالی از درسِ همان روز او را به مباحثه می‌کشاندم. زبانی که در این گفت‌گو به کار می‌بردیم، همان زبان عهد عتیق بود: "علیه تو، علی رغم تو!"  یا "مایلی به صد  شرط ببندی؟"  که جواب می‌آمد: "مایلم!" در آخر مباحثه معلم برنده را اعلام می‌کرد و هر دو شاگرد به جای خود بر می‌گشتند.

درس‌های فلسفه را هم هنوز به یاد دارم که معلم ما با لبخندی رقت‌آور تعالیم "این کانتِ بی‌چاره" را به باد انتقاد می‌گرفت و "اثبات" می‌کرد که کانت در استدلال‌های متافیزیکی خود به چه انحرافات تأسف‌برانگیزی دچار شده است. ما تند تند اظهارات او را یادداشت می‌کردیم. در ساعت بعد معلم یکی از دانش‌آموزان را صدا می‌کرد و به او دستور می‌داد: "کانت را رد کنید!" اگر او درس را خوب یاد گرفته بود، ابطال نظریات کانت دو دقیقه بیشتر طول نمی‌کشید.

 

لوئیس بونوئل – کتاب با آخرین نفس‌هایم – ترجمه‌ی علی امینی نجفی

 

/ 0 نظر / 16 بازدید