پرونده‌ای برای مارکسیسم - 3

 

پیش‌نوشت 1:تابستان هشتاد است. هزار و نه‌صد و هشتاد. سردبیر روزنامه لیبراسیون به خانم دوراس پیشنهاد می‌کند که یک‌سال تمام هرچه را روزانه می‌نویسد برای روزنامه بفرستد، دوراس می‌گوید یک‌سال زیاد است، سه ماه تابستان، سردبیر می‌پذیرد. بعد دوراس می‌گوید هر روز زیاد است، هفته‌ای یک روز، سردبیر می‌پذیرد. این سلسله مقالات بعدن در کتابی تحت عنوان تابستان هشتاد منتشر می‌شود. خانم دوراس در این مقالات دو خط سیر موازی را به پیش می‌برد: یکی شاعرانه هم‌چون اغلب آثارش و دیگری گزارشات روزمره‌ی عمدتن سیاسی که شامل اغلب وقایع مهم تابستان هشتاد می‌شود، از بازی‌های المپیک مسکو تا درگذشت شاه سابق ایران در قاهره، از حمله‌ی ارتش سرخ به افغانستان تا وقوع قحطی در اوگاندا و ... از همه مفصل‌تر اعتصاب کارگری در گدانسک لهستان که پایه‌های امپریالیسم کمونیستی را لرزاند. مطالب ذیل بخشی از نوشته‌های دوراس است پیرامون وقایع گدانسک که به صورت یک گفت‌وگوی خیالی بین او و یک اعتصاب‌کننده رخ می‌دهد. این‌که این گفت‌وگو غیر واقعی‌ست و فقط در ذهن دوراس می‌گذرد اهمیتی ندارد این‌که کلمه به کلمه‌ی این گفت‌وگو منطبق بر حقیقت است مهم است.

پیش‌نوشت 2:در آن زمان لهستان بخشی از بلوک شرق بوده و در نتیجه گرفتار ایدئولوژی کمونیستی. از آن زمان تا کنون کشورهای بلوک شرق یکی پس از دیگری از زیر یوغ استبداد سوسیالیستی خارج شده و بلوک شرق تقریبن ولی نه کاملن از هم گسیخته است؛ اما مهم است بدانیم که جان کلام نوشته‌ی دوراس در هر کشور ائدئولوگ‌زده‌ی دیگری و در هر زمان دیگری هم صدق می‌کند.

 

/ 1 نظر / 10 بازدید
کامران

باز هم به حسن سلیقه ی خودم و البته خودت صد بارک الله ! در مورد علاقه مندی به دوراس می گویم که هرچه بیشتر از او می خوانیم به درستی این علاقه بیشتر پی می برم .دست شما درد نکنه .