/ 5 نظر / 8 بازدید
ع.ل.ی

توی نوشته هات از آلمادوار به عنوان بونوئل ثانی یاد کردی می خواستم بپرسم چرا ؟

alie

بالاخره این فیلم رو دیدم و برگشتم تا ببینم چی نوشته بودی . در کل فیلم نچسبی بود . هر کسی صحبت می کرد باید یه نمای کلوزآپ از صورتش می دیدیم . ادیت خوبی نداشت . داستان تصنعی در دقایق آخرمعمایی شد و کارکترها رو هوا بودند . یکم از این می دیدیم یکم از اون ... اثری اصیلی در کل نبود . حالا می خوام برم مصاحبه شو گوش بدم ببینم فرهادی چی گفته .

بهرنگ چ.

برای من هم گذشته فیلم بهتری از آثار قبلی فرهادی نبود، اما از اشکالات فیلم از جمله (به کما رفتن به خاطر خوردن مایع ظرفشویی) که به نظر غیر ممکن می آید بگذرد، فیلم فرهادی باز هم فیلم خوبی است، و حتی به احتمال جز 5 کاندید فیلم خارجی اسکار هم باشد. اما کسی که خارج از خانه فیلم میسازد قطعا بهتر از داخل خانه نمیسازد. اما ساختن چند فیلم ضعیف درکارنامه هر کسی لازم است. من هم امیدوارم فرهادی باهوش فیلم های بهتری بسازد.

alie

یک نفر سخنرانی می کرد راجع به چرایی صحبت درباره هنر که هدف ایجاد دیالوگ است و ارائه هنر از طرف هنرمند تازه شروع نقد ها و تفسیرهاست که بحث را به فرهادی کشید و شدیدا توصیه کرد چندبار باید گذشته را دید و عاشق مضمون فیلم های فرهادی بود. این که هیچ چیز معلوم نیست . هر چند که گذشته تکرار مضمون های همیشگی فرهادی اما با فرمی به نظرم نه چندان بدیع است . مصاحبه را هم دیدم . فرهادی بیشتر تاکید روی عذرخواهی نکردن احمد می کرد و می گفت همه در فیلم به نوعی معذرت خواهی می کنند اما ایرانی با خدایش بدون اعتراف به اشتباهش توبه می کند . جزئیاتی که شاید در تصویر چندان به چشم نخورد تا آنجا که سازنده بگوید دقت کنید به این ها ... کلا هر اثر هنری را باید نکات مثبتش را بیشتر عنوان کرد . در ادامه فرهادی گفت داستان را از روی زندگی حقیقی دوستش که 1 هفته در کانادا با همسر سابق و شوهر جدیدش زندگی می کرده ساخته است .

alie

اما من در اثر تجربه شخصی با کارهای خلاق مثل معماری و عکاسی منظورش را بیشتر می فهمیدم . چیزی که در کودکی هنگام رسم شکلک های کارتونی به آن رسیده بودم . بی دلیل و کاملا یله از خط های من صورت های آدم شکل می گرفت . یا هنگام عکاسی بهترین عکس هایم آن هایی نبودن که به ترکیب بندی و سوژه توجه کرده بودم آن هایی بود که دستم بی اختیار شاتر را فشار داده بود بدون نگرانی از معنی. یا در معماری طرح هایی که روندش از ذوق سرچشمه می گرفت تا کانسپت بر طرح های منطقی یا اقلیم محور می چربید . و البته سخنران برای حرف هایش از ضمیر ناخودآگاه سخن به میان آورد که منبع الهامات است و هنرمند از وجود آن بی اطلاع