لعنت‌نامه برای نفرین‌آبادی به نام بهشت

بهشت کجاست؟ شاید پاسخ چیزی شبیه به یکی از اینها باشد و شاید ترکیبی از همه آنها باهم یا شاید هیچ‌کدام از اینها:

-         «در آن نه تگرگی می‌بارد، نه بارانی و نه برفی، و نه نسیمی می‌وزد در آن حتی» - آلفرد تنیسون – شاعر انگلیسی - نوزده قرن پس از میلاد مسیح

-         «جایی در جزایر بحرالعرب، که در آن نشانی از حیوانات وحشی نیست، نه خزانی، نه زمستانی و نه حتی بهاری، هماره تابستانی است گرم و ملایم. در آن‌جا میوه‌ها از بالای درخت‌ها در دهان آدم‌ها می‌افتند» - ائوهمروس – متفکر و نویسنده یونانی – چهار قرن پیش از میلاد مسیح

-         «در باز پسین روزها ابنای بشر از شمشیرشان گاو آهن و از نیزه‌شان چنگک درست می‌کنند، دیگر ملت‌ها به روی هم شمشیر نمی‌کشند و نیز دیگر جنگ نخواهند آموخت... گرگ و بره کنار هم می‌زیند و پلنگ در کنار بزغاله می‌آرامد... بیابان‌ها به وجد آمده و بوته‌های گل رز می‌دهند... غم و اندوه از میان می‌رود» -  عهد عتیق – اشعیای نبی

-         «جهانی که در آن نه یهودی‌ای خواهد بود و نه یونانی‌ای، نه مرد و نه زنی، نه برده و نه آزادمردی» - عهد جدید – پولس قدیس

به هر حال بر سرزمینی که در آن نه نسیمی می‌وزد و نه بارانی؛ نه خزانی دارد و نه زمستانی؛ نه مردی و نه زنی و از همه مهمتر نه غمی و نه اندوهی؛ لعنت جاویدان باد!

 

پ.ن: جی‌میل ندارم اما از گوگل زیاد استفاده می‌کنم، گوگل نبود، لعنت‌نامه نوشتم. ببخشید.

/ 3 نظر / 15 بازدید
ون دن بودنمایر

درود نوشته ی جالبی بود... تو لغت نامه ی ذهن من معنایی برای این کلمه نیست،البته معنا های زیادی برای این کلمه میگن ولی اکثر اون ها مضحک وخنده دار هستند،در کل حالا که فکر میکنم میبینم دنیا بدون این لغت چقدر زیباتر میشد.

فاطمه

وقتی میگن بهشت،با خودم میگم خب اکی،یه چیزیه که باهاش تونستن عامه ی مردم رو فریب بدن.اما وقتی میگن خدا گفته بهشت،حس میکنم انگار همه ی ما براش،یه مشت گوسفندیم که خواسته سرمونو گرم کنه،این واژه رو اندازه جلومون تا نشخوارش کنیم،تا خودش بتونه به کارای شخصیش برسه. این بهشتی که توصیفشو میکنن،رقت باره،کسالت آوره.اما در نهایت فکر میکنم زندگی بعد از مرگ(که بهش عقیده ی محکمی دارم)چیزیه فراتر از این حرفها.لذتی ابدی،که برای ما الان قابل هضم نیست،چون نه میدونیم لذت چیه،ونه میدونیم ابدی چیه.صرفا تنها مدرکی که دارم،گفته های کسانیه که تجربه ی نزدیک به مرگ داشتن.

فاطمه

خیلی هم مطمئن نیستم.شاید من هم درمورد ابدیت شک وتردید دارم که هنوز هم سعی دارم اثبات کنم که عقیده ی محکمی بهش دارم!باید درموردش بیشتر فکر کنم.