یک و فقط یک الکترون - 1

 

«کل عالم هستی می‌تواند حاصل حرکت رفت و برگشتی یک و فقط یک الکترون بر محور زمان باشد.»

ریچارد فاینمن – برنده‌ی جایزه‌ی نوبل فیزیک

 

/ 12 نظر / 17 بازدید
نمایش نظرات قبلی
علی

من هم از این پست متفاوت خوشم آمد ، حالا زیاد هم طرفدار نگرش علمی به هر چیزی نیستم اما وقتی علم بتواند چیزی را ثابت کند که در نظر دارم ازش استقبال می کنم .

حسین

سلام من از مشتری های این وبلاگم و از مطالب عمدتا زیبا و مفیدش مخصوصا در حوزه سینما استفاده کردم و لذت بردم. با توجه به نوع مطالب برای صاحب وبلاگ احترام قائلم و از همین رو خواستم مطلبی رو ذکر کنم. تخصص من فیزیک ذرات بنیادی است و به زبان آکادمیک مدرک دکتری در این گرایش دارم. این رو میگم که تا حدی پشتوانه ای برای حرف بعدیم باشه. فیزیک نظری سیار پیچیده تر از اونه که بشه به این سادگیها در موردش صحبت و نتیجه گیری کرد. در متنی که نوشتید اشتباهات فاحشی وجود داره که البته من قصد بررسیش رو ندارم چون اگه تخصص کافی در این زمینه نداشته باشید پیدا کردن زبان مشترک غیرممکن خواهد بود. انیشتین گفته بود: فیزیک را تا جایی که ممکنه ساده کنید، اما نه ساده تر! قصد من فقط نقد یک فرآیند غیر علمیه. فیزیک نظری زبان ریاضی بسیار پیچیه ای داره که ترجمش به مفاهیم معمول معمولا غیر ممکنه. انتظار هست کسانی که عمیق تر می اندیشند در چنین دام هایی گرفتار نشن و فکر نکنند از یک جمله ی فاینمن میشه نتایج فیزیکی و متافیزیکی زیادی گرفت. با احترام فراوان

علی

منظورم این نبود ، می گویم که علم به تنهایی راهگشا نیست ، در واقع چیزی راهگشا نیست . مثلا علم می تواند چیزهایی که در مغز اتفاق می افتد و حس های مختلف را بر می انگیزد مثل درد یا عشق را از نظر عصب شناسی یا مغناطیسی بحث کند و بیشتر روشن کند اما حال خود عشق یا درد را فقط کسی عاشق یا درد دارد می تواند بفهمد و شاید اینجا فلسفیدن نیاز باشد . در کامل کردن کامت قبلی ام ، حرف من اینست که علم تنها ابزاری برای روشن شدن اتفاقات پیرامونست و نباید خود به رویکردی مقدس تبدیل شود .

حسین

با احترام مجدد! به همان دلیلی که گفتم بحث تخصصی در اینجا بی فایده است. از جواب شما کاملا معلوم است که مقداری اطلاعات عمومی از فیزیک دارید و درک صحیحی از مفهوم ذره بنیادی و رهیافت انتگرل مسیر به مکانیک کوانتومی که کار فاینمن هست و شما از آن حرف می زنید ندارید. والبته این کاملا طبیعی است. باز هم تاکید میکنم که فیزیک نظری زبان ریاضی پیچیده ای دارد که ترجمه آن سخت است. حداقل به این توجه داشته باشید که حرف های شما خیلی قدیمی است. فیزیک نظری بعد از دعواهای پیرامون مکانیک کوانتومی که نزدیک یک قرن از آن میگذرد با سرعت سرسام آوری رشد کرده. به تخصص ها احترام بذاریم و آداب علمی رو رعایت کنیم. البته نتیجه ای که شما در این پست مطرح کردید بطور جداگانه ارزشمنده. حرف من این بود که اون مقدمتون بهتر بود چیز دیگری میبود. با توجه به اینکه شما ظاهرا غرور قابل احترامی هم دارید یک نکته دیگه رو هم عرض میکنم. چند تا از دانشجویان دکترای فلسفه چند وقت پیش از من خواستند بهشون فیزیک بگم. من برای مشورت پیش دکتر گلشنی رفتم. ایشون گفت که اگه دانشجوی فلسفه نبودند میگفتم کتابای فیزیک به زبان ساده رو بگی ولی چون فلسفی هستند و بعدا قراره نتیجه

حسین

باز هم سلام. اگر سر و صدای این مطربان گورخانه امان دهد هم صحبتی ام با شما را ادامه می دهم. اول اینکه متاسفانه کامنت قبلیم ناقص شده. ادامش از قول گلشنی تقریبا این بود که کسی که بخواهد از فیزیک نتیجه گیری فلسفی کند و نه فقط یک ورانداز زیبایی شناسانه و متحیرکننده، چاره ای جز این ندارد که فیزیک را تا حدی بصورت تخصصی دنبال کند و تحصیلات آکادمیک آن را بگذراند. دوم اینکه در نقدی که به دکتر گلشنی وارد کردید من با شما همدلم و انتقاداتی که به ایشون وارد میشه را میدانم. هرگز به فصل الخطاب اعتقادی ندارم. ولی در حوزه ی بین فلسفه و فیزیک ایشان تخصص هایی داره و تجربه ی سالیان. ارجاع من به ایشان از این رو بود. و حرفی که از ایشان نقل کردم هم به حوزه ای که ایشان مورد نقد است مربوط نبود. در عین حال آن گزاره را من قابل دفاع میدانم و تقریبا مطمئنم بسیاری از فیزیک پیشگان تاییدش می کنند. سوم اینکه غرور شما را از ادبیات وبلاگ شما نتیجه گرفته ام و غرور محترمی میدانم که ناشی از عزت نفس است. هرگز بار منفی بهش ندادم. چهارم اینکه فاینمن از فیزیکدانان بزرگ بعد از جنگ جهانی دوم است. در شکل گیری مکانیک کوانتومی نقشی نداشته. ادامه...

حسین

اما در عبور از مکانیک کوانتومی به نظریه میدان های کوانتومی نقش مهمی داشته. ایده فاینمن این بود که ذره بین دو نقطه فضازمان لزوما از یک مسیر حرکت نمی کند بلکه همه ی مسیر های ممکن را طی میکند. محتمل ترین آن است که کنش را کمینه کند که می تواند معادل مسیر کلاسیک باشد. این رهیافت که به انتگرال مسیر شهرت یافت بسیار مهم است. اما تنها رهیافتی متفاوت به مکانیک کوانتومی است یا یک بیان ریاضی متفاوت. در کنار رهیافت کانونیک که از قبل وجود داشت. کار اصلی فاینمن در حوزه ای است که الکترودینامیک کوانتومی نامیده می شود و زیر مجموعه ای از نظریه ی میدان های کوانتومی است. نمودارهای فاینمن هم کار مهم دیگرش است که کمک می کند برهمکنش های بسیار پیچیده زبان ساده تری برای بیان داشته باشد. البته فاینمن در حوزه های زیادی کارهای مهمی کرده... با این مقدمه سعی میکنم به سوال شما بپردازم. مجموعه ی کارهایی که اینجا از فاینمن ذکر کردم انقد بنیادی است که قطعا حالا حالاها مورد استفاده خواهد بود. اما شما در عنوان جمله ای ذکر کردید که اصلا واضح نیست. و در توضیحاتش هم چیزهایی نوشته اید مثل اینکه ما همه از یک ذره ساخته شده ایم ...

حسین

طبق مدل استاندار ذرات بنیادی بیست و چند ذره بنیادی داریم که الکترون یکی از آنهاست. اما قضیه به اینجا هم ختم نمیشود. شرایط جهان اولیه قبل از زمان پلانک هنوز دور از دسترس است. نظریه ریسمان هم که بحث دیگری است. از طرف دیگر حرکت برگشتی الکترون روی محور زمان به نظر من مبهم است. فضا چه می شود؟ خلاف محور زمان حرکت کردن با معنی است؟ به فرض که این جمله واقعا از فاینمن است و درست ترجمه شده است. حرف من این است که رفع ابهامات آن نیاز به توضیحاتی دارد که نتیجه گیری فلسفی شما را به شدت تحت تاثیر قرار خواهد داد و از کلیت آن بسیار خواهد کاست. نکته آخر اینکه فیزیک یک جنبه ی زیبایی شناسانه و تحیرآور دارد که برای بسیاری جذاب است. این کاملا طبیعی است. مثل اینکه من عامی در حوزه سینما از کارهای بونوئل و برگمان لذت میبرم و در موردش گاهی حرف میزنم. اما اگر بحث زیادی تخصصی باشد باید احتیاط زیادی بکنم و حرف رسمی نزنم یا با اهلش ابتدا چک کنم. امیدوارم بحث مفیدی بوده باشد. باز هم به خاطر وبلاگتون ممنونم.

حسین

بهترین آرزوها

شیخ نهایی

درود بیش از متن از گفتگوی شما و حسین عزیز لذت بردم . شاد باشی

سارا

چرا چرت و پرت می گی فاینمن کی اینو گفته از خودت در نیار