واژه‌ی مهیبی است جنگ

 

 

... جنگ به گذشته‌ای دور تعلق دارد، مثل سن و سال بچه‌ها، مثل خودِ جنگ، (مثل) زمانِ سپری شده در جنگ. دیگر آدم نمی‌داند جنگ کجا جریان دارد. گاهی آدم آرزو می‌کند که اصلن نداند که هنوز جنگ‌هایی هم در کارند، چه دیروز و چه امروز.

به رغم دانایی بر همه چیز، همه چیزی که گمان می‌کند می‌داند؛ آدمی هیچ چیز نمی‌داند، تقریبن هیچ چیز.

آنچه به وضعیت پیشرفته‌ی یأس موسوم است، همین است.

 

مارگریت دوراس – بحرِ مکتوب – ترجمه‌ی قاسم روبین – انتشارات نیلوفر

 

پ.ن: مدتی است که هرگاه از تلویزیون صحنه‌های جنگ – هر جنگی – پخش می‌شود، بی‌اختیار هم‌نوا با اِلدریچ کِلِور زیر لب زمزمه می‌کنم: «همه‌ی خدایان مرده‌اند، جز خدای جنگ.»

 

/ 3 نظر / 22 بازدید
کامران

مدتی است از دوراس دورم . عمیق و تکان دهنده است توصیف اش از جنگ و یأس حاکم بر زندگی آدم امروزین .

کامران

سلام ، کجایی علی جان ؟ خوبی ؟ سرحالی ؟

کامران

خوش باشی عزیز .