حکایت صد سال تنهایی

بونوئل (چپ) - مارکز (راست)

 

در اوایل دهه 80 گابریل گارسیا مارکز که به درخواست‌های متعدد کمپانی‌های معظم فیلم‌سازی برای اجازه اقتباس سینمایی از درخشان‌ترین اثرش، صد سال تنهایی، پاسخ رد داده بود اعلام کرد، تنها فیلم‌سازی که قادر است این رمان حیرت‌آور و جادویی را به تصویر بکشد، لوئیس بونوئل است. چندی بعد بونوئل با همکاری مارکز دست به کار مقدمات این فیلم شدند اما اجل به بونوئل مهلت نداد و کل پروژه تعطیل شد. تا به امروز مارکز در برابر هرگونه پیشنهادی در این رابطه سرسختانه مقاومت کرده و به نوعی فیلم‌سازان امروزین را شایسته این کار سترگ ندانسته است. دیروز ایسنا خبری را منتشر کرد که بر اساس گفته نزدیکان مارکز، وی دچار آلزایمر شده است. امیدوارم مارکز گذشته را فراموش کرده و دست از این مقاومت بر دارد، به هر حال فیلم‌سازان خوب زیادند، شاید در قواره بونوئل نباشند، اما با مارکز موافق نیستم، فیلم‌سازانی مثل آلمادوار (بونوئل ثانی) یا دیوید لینچ (بونوئل به سبک آمریکایی) هم می‌توانند صد سال تنهایی بسازند؛ در این راه حتی شاید بشود به تیم ایناریتو_آریاگا_سانتائولایا_پریتو هم اعتماد کرد. فقط کافی است مارکز قدری کوتاه بیاید.

/ 4 نظر / 14 بازدید
کامران

عشق سال های وبا و گزارش یک مرگ از پیش تعیین شده فیلم شدند و دومی با بازی خاویر باردم فیلم نسبتاً خوبی شده بود ولی صد سال تنهایی برای فیلم شدن نیاز به بزرگی در همان حد و قواره ی بونوئل داره اما به نظرم لارس فون تریه علی رغم فاصله ی جغرافیای از مارکز برای ساختن فیلمی از صد سال تنهایی بد نباشد،الله اعلم:)

علی

سلام. من فکر می کنم این فیلم رو ساختن اصلا خوب نیست. چرا که خیلی ها ترجیه میدن کتابشو بخونن. و فکر می کنم اگه یه اثری(حتی از یه آدم آماتور هم)نوشته شد. دیگه بهتر از اون نه میشه نوشت و نه میشه فیلمشو ساخت. کما اینکه تجربه اشو قبلا دیدیم...نه؟

کامران

تعداد مخاطبین کتاب به مراتب کمتر اما وزین تر از سینما است،طبیعی است که آثار برجسته ادبی چنالچه امکان تبدیل شدن به فیلم را داشته باشند تبدیل شوند تا کسانی که از کتاب دورند بی نصیب نمانند از جادو و افسون نهفته در این آثار برتر.کسی که کتابی را خوانده باشد فیلم ساخته شده بر اساس آن کتاب برایش چندان دلچسب نخواهد بود اما پیش از خواندن کتاب فیلم اقتباسی می تواند ترغیب کننده باشد تا برود وکتابش را هم بخواند.

کامران

زیبایی های هستی به اندازه ای گسترده و متنوع هستند که ادبیات به تنهایی یا سینما به تنهایی قادر به بیان آن نیستند...ترکیبی از شعر و صدا و تصویر و سکوت و .....شاید بخش ناچیزی از لطافت ها را بتوانند انتقال دهند.به قول شما به هر حال هر شکلی از هنر لطافت ها و زیبایی های خودش را دارا است.