سینما در دو نما

 

نمای 1-  نگاه یک کودک خام و بی‌تجربه:

دلهره و غافلگیری با هم تفاوت دارند، با این وجود در خیلی از فیلم‌ها این دو عامل درهم آمیخته می‌شوند. منظورم را توضیح می‌دهم:

ما الان داریم خیلی عادی و معصومانه با هم صحبت می‌کنیم. فرض کنیم وسط ما دو نفر، زیر میز، بمبی کار گذاشته باشند. اول هیچ اتفاقی نمی‌افتد، بعد ناگهان، بوم! بمب منفجر می‌شود. تماشاگر عافلگیر می‌شود، ولی قبل از این غافلگیری، صحنه کاملن عادی و عاری از هر مفهوم خاصی بوده است. حالا یک وضعیت دلهره‌آور را در نظر بگیریم: بمب زیر میز کار گذاشته شده و تماشاگر این موضوع را می‌داند. یعنی خرابکار را موقع کار گذاشتن بمب دیده است. تماشاگر می‌داند که بمب در ساعت یک منفجر خواهد شد و در یک جایی از صحنه هم یک ساعت دیده می‌شود. ساعت یک ربع به یک است. در این شرایط همین گفتگوی عادی و معصومانه، آکنده از لطف و جذابیت خواهد بود؛ چون‌که تماشاگر در آن شرکت خواهد داشت. دل‌اش می‌خواهد داد بزند و آدم‌های صحنه را خبرکند که: «این مزخرفات چیست که دارید می‌گویید؟ الان است که بمب منفجر شود!»

در مورد اول ما به تماشاگر 15 ثانیه غافلگیری داده‌ایم. غافلگیری در لحظه‌ی انفجار. در مورد دوم به آن‌ها 15 دقیقه دلهره داده‌ایم. نتیجه آن‌که هر وقت لازم باشد باید تماشاگر را قبلن خبر کرد.

آلفرد هیچکاک – سینما به روایت هیچکاک – مجموعه مصاحبه با فرانسوا تروفو – ترجمه‌ی پرویز دوایی

 

/ 2 نظر / 19 بازدید
احسان

[لبخند]

شیخ نهایی

جالب بود مرد شاد باشی