منتظر بعدی خواهم ماند

 

بارها پیش آمده است که وقایع ناخوشایند منجر به لحظاتی شیرین شده‌اند. مثلن همین چند هفته پیش که دچار بی‌خوابی عجیبی شدم. برای رفع آن تلویزیون را روشن کردم تا مگر خسته شده و خوابم بگیرد. همین جور بی‌هدف برنامه هفت را که معمولن نمی‌بینم را نگاه می‌کردم که دو خبر خوب را زیرنویس کرد.

اول: کارگاه فیلم کوتاه دکتر احمد الستی که به اعتقاد من در این دورانی که سینما گرفتار بی‌سوادی عجیب و شدیدی است، حضور این دکتر نازنین و صد البته مسلط و باسواد غنیمتی است بزرگ. این هفته دوره سه روزه این کارگاه برگزار شد و برای من لحظه لحظه‌اش نکات فراوانی داشت، به ویژه در خصوص فیلمنامه و دکوپاژ فیلم کوتاه و تاثیر آن بر تحلیل فیلم. راستش در این کارگاه من فیلم کوتاه را کشف کردم، چیزی که قبلن از آن اطلاع زیادی نداشتم. و چقدر دوست دارم با این نگاه جدید دوباره برخی از آثاری را که دکتر نمایش داد دوباره ببینم یا حتا آثاری را که نمایش نداد ولی آنقدر زیبا تجزیه و تحلیل کرد که آدمی را مشتاق تماشایشان کند. فعلن باید از گروه اول "مرد بی‌سر" (اسم این فیلم کوتاه آدم را یاد "زن بی‌سر" شاهکار بلند خانم لوکرسیا مارتل می‌اندازد و البته ارتباط چندانی بین این دو فیلم نیست)، "10 پله"، "منتظر بعدی خواهم ماند"، "آخرین مزرعه" (یا آن‌طور که دکتر به درستی آن را "آخر یک مزرعه" ترجمه می‌کردند)، "پیچ فشاری" (یا آن‌طور که دکتر آن را به اشتباه "دستگاه پرس" ترجمه کردند؛ خب البته اشکالی ندارد، این یک لغت تخصصی فنی– مهندسی است و این‌که استاد زیباشناسی سینما آن را نداند ایرادی ندارد) و از همه بیشتر فیلم کوتاه و تکان‌دهنده‌ی "دسر" (این اصرار من بر یادداشت نکردن، اینجا کار دست من داد و نام فیلم‌ساز خاطرم نمانده است اما تنها بازیگر فیلم، ستاره‌ی اینک مشهور سینمای بریتانیا یعنی ایوان مک‌گرگور بود و خب فکر کنم بشود از این طریق نام فیلم‌ساز و بعد خود فیلم را یافت) ببینم؛ و از گروه دوم" فلیکر" اثر دکتر جوزف کورنل، "تایم کد" فیلم بلندی از مایک فیگیس و مجموعه فیلم‌های کوتاه "ده دقیقه قبل".

 

/ 3 نظر / 221 بازدید
علی

چند روز به مجاهدت پسرعمویم که ساکن تهران است من از ترمینال آژانتین به سینمای آزادی ، مستقیما منتقل شدم . حکمم این بود که آتش بس 2 را ببینم . آنقدرها بد نبود . خوب شد ماهی و گربه در آن سینما پوستر نداشت والا دیدن آتش بس برایم سخت تر و وحشتناک تر می شد .

علی

ایده ای که دارم اینه 1. فیلم های خوب رو نمیشه تو سینما دید 2. فیلم های بد هم که ارزش سینما رفتن ندارد چون من رو عصبی می کنه پس سینما رفتن امریست بیهوده

علی

شاید به تفاوت های شخصیتی بر می گردد اما به شخصه فیلم دیدن در تنهایی را بیشتر ترجیح می دهم اما اگر فیلم خوبی روی پرده باشد سعی می کنم از دستش ندهم